[کتاب] – نامزد خوشگل من

خواندن خاطرات دفاع مقدس همیشه برایم جذاب بوده است. اما همیشه آنچه پس از مطالعه این خاطرات درک کرده‌ و می‌کنم این است که دفاع مقدس سراسر شیرینی و یا سراسر تلخی نیست. سفیدی محض، سیاهی محض و خاکستری نیست! دفاع مقدس، دفاع مقدس است! درست برعکس آنچه از آن برایمان گفته اند (و بیشتر چیزهایی که نگفته اند).

همین بی اطلاعی از دفاع مقدس که قداستش را مدیون روش، منش، هدف و ایدئولوژی شهدا و جانبازان است؛ ایجاب می‌کند تا با آنها بیشتر آشنا شویم. نامزد خوشگل من کتابی شامل چندین خاطره از شهدا و رزمندگان ۸ سال جنگ تحمیلی است؛ که بخوبی روحیه و جو حاکم بر آنروزها را شرح می‌دهد.

آوینی که رفت، آنهایی که سالهای جنگ از قم آن طرف‌تر را ندیدند، تازه فهمیدند فکه هم روی نقشه دیدنی است!

[کتاب] – دیدم که جانم میرود

دیدم که جانم میرود خاطره‌ای کم نظیر از رفاقت دو نوجوان و پیوند ناگسستنی آنان است. ماجرا پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در حال و هوای دفاع مقدس روایت می شود. زمانیکه دو نوجوان (حمید داودآبادی و شهید مصطفی کاظم‌زاده) با یکدیگر آشنا شده و این آشنایی باعث ایجاد دوستی عمیق و تاثیرپذیری آنان از یکدیگر می شود. تا جایی که واژه دوستی و رفاقت را بازنویسی می کنند!

ادامه خواندن “[کتاب] – دیدم که جانم میرود”

[کتاب] – ۶۴۱۰ روز تنهایی

کتابی دیگر از خانم پونه نیکوی به نام ۶۴۱۰ روز تنهایی! شاعرانگی‌های عاشقانه‌ی زنانِ مردان جنگ!

باران همیشه خاطره‌ای خوش برای ماست / باریده است زیر درختی که جای ماست / می‌خندم و گره می‌زنی بهم / هرچه گل انار که در روستای ماست

[کتاب] – انار سبز، زیتون سرخ

انار سبز، زیتون سرخ کتاب شعری در وصف فرهنگ دفاع مقدس، شهادت، نقش زن در دفاع مقدس به عنوان مادر، همسر و… است که به زیبایی هرچه تمام‌تر توسط خانم پونه نیکوی سروده شده است.

گفته بودی که برنمی گردی، پس از آن شب تو را نمی بینم / بهتر از هر کسی بلد بودی دل تنگ مرا بلرزانی / ردّپای تو را میان حیاط، چند سالی ست سنگ چین کردم / راست گفتی که بر نمی گردی یا مرا خواستی بترسانی؟!