[کتاب] – انتظار عامیانه عالمانه عارفانه

در اسلام و مخصوصا تفکر شیعی، ظهور منجی یک حقیقت بدون تردید است. این منجی امام دوازدهم شیعیان حضرت مهدی (عج) است که بیش از هزار سال از غیبتش می‌گذرد و طبق این تفکر روزی ظهور کرده و جهان را از ظلم و فساد پاک خواهد کرد. اما یکی از واژه های پرتکرار پس از غیبت امام زمان (عج) واژه‌ی انتظار است که طی قرن های متمادی شیعیان را امیدوار نگه داشته است. در پس این واژه، جدای از معنای لغوی آن نکات بسیاری وجود دارد که منتظر ظهور را از دیگران متمایز می‌کند. کتاب انتظار عامیانه عالمانه عارفانه سعی دارد تا انتظار و منتظر را به دور از سطحی نگری و نگاه عامیانه تعریف کند و وظایف یک منتظر را در قبال امام غایب خود و همچنین دنیای پیرامون شرح دهد.

ادامه خواندن “[کتاب] – انتظار عامیانه عالمانه عارفانه”

آینده موهومی که هرگز نیامد؛ انتخابی که اصلح نبود

تا ۱۴۰۰ با روحانی!

این جمله برای خیلی از ما ایرانی ها آشناست. آن هم در بحبوحه انتخابات سال ۹۶ که طرافداران روحانی در جریان انتخابات این شعار را سر می دادند و تصاویر حساب های کاربری خود در شبکه های اجتماعی را به تصویری با این مضمون آراسته بودند! با ورود به سال جدید (۱۳۹۷) و گذشت یکسال از دوره دوم ریاست جمهوری شیخ(!) روحانی در کنار عید نوروز، افزایش مشکلات جدید را هم جشن گرفتیم! برجسته ترین این مشکلات افزایش قیمت دلار از ۳۷۰۰ به ۶۰۰۰ هزار تومان بود! همه می دانیم که وقتی قیمت دلار بالا می‌رود بصورت ساده همه چیز تحت تاثیرش بالا می‌رود؛ از قیمت سیب زمینی و پیاز گرفته تا خودرو و حتی فشار خون اقشار متوسط رو به پایین! به هر حال می‌خواهم در این نوشته دلایلی را شرح دهم که چرا روحانی صلاحیت پست ریاست جمهوری را نداشته و ندارد!

ادامه خواندن “آینده موهومی که هرگز نیامد؛ انتخابی که اصلح نبود”

بحران ۳۰ سالگی

دوم فروردین ماه ۱۳۹۷ مصادف بود با تولد سی سالگی من! و دوستان زحمت کشیدند و تولدی کوچک برایم ترتیب دادند که از همین جا از همه‌ی آنها تشکر میکنم.

و اما ۳۰ سالگی

هرکدام از ما وقتی به تولد سی سالگی خود نزدیک می‌شود حس عجیب و غریبی دارد که دلیل‌اش هم قابل فهم نیست. نمی‌دانم، شاید حرف های دیگران درباره بحران سال ۳۰ام زندگی بر روی ما تاثیر بگذارد و یا دلایل دیگر! ولی می‌دانم انسان همیشه دوست دارد نیرو، بنیه و همچنین چهره جوانی را حفظ کرده و هرگز آن را از دست ندهد. برای همین افزایش سن و از دست دادن کم‌کم آنها برایش عذاب آور است. قبل از پا به سن گذاشتن خیلی کم پیش می‌آید که در این باره تامل کنیم چون فکر میکنیم همیشه این ویژگی ها را خواهیم داشت؛ اما افسوس که پیری شتری است که دم خانه‌ی همه ما می نشیند. 😀

ادامه خواندن “بحران ۳۰ سالگی”

[کتاب] – دیدم که جانم میرود

دیدم که جانم میرود خاطره‌ای کم نظیر از رفاقت دو نوجوان و پیوند ناگسستنی آنان است. ماجرا پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در حال و هوای دفاع مقدس روایت می شود. زمانیکه دو نوجوان (حمید داودآبادی و شهید مصطفی کاظم‌زاده) با یکدیگر آشنا شده و این آشنایی باعث ایجاد دوستی عمیق و تاثیرپذیری آنان از یکدیگر می شود. تا جایی که واژه دوستی و رفاقت را بازنویسی می کنند!

ادامه خواندن “[کتاب] – دیدم که جانم میرود”