جلوی آیینه خودمو میبینم خیلی تغییر کردم

جدی جدی با روضه های تو خودمو پیر کردم

باور من اینه که همیشه تو زندگیمی

من عوض شدم ولی تو حسین بچگیمی

حواست هست؟ به موهای سفید سرم

چقدر امسال از گذشته شکسته ترم

حواست هست؟ نوکرت داره پیر میشه

بخرم ببرم به حرم داره دیر میشه

دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم ارباب

گاهی اوقات مقاومت برخی از افراد در برابر فهمیدن مرا متعجب می کند. انگار نمی خواهند برای یکبار هم که شده سلایق و علایق خود را بخاطر به زحمت نیافتادن دیگران کنار بگذارند. نمونه ای از این مشکلات سیگار است! طبق قوانین سازمان تاکسیرانی سیگار کشیدن در تاکسی ممنوع است. اما برخی با این تفکر که هر مردی که در تاکسی می نشیند سیگاری بوده و سیگار کشیدن در کنار او مشکلی ندارد!

خواندن ادامه

کتاب خاطرات سفیر بیانگر دوره ای کوتاه و بریده شده از زندگی یک بانوی مسلمان شیعه در کشور فرانسه است. او به عنوان یک دانشجو به کشور فرانسه سفر کرده و در خوابگاه دانشگاه با افراد مختلفی مواجه می شود. این کتاب به چالش های بوجود آمده در آن خوابگاه می پردازد. زبان ساده، روان و خودمانی این کتاب باعث می شود بدون خستگی آن را به اتمام برسانید.

از دید من این کتاب یک دانشگاه کوچک برای پاسخ به سوالات دینی-شرعی است. سوالاتی که شاید برخی از ما در ذهن خود داریم و یا این سوالات از طرف فرد دیگری مطرح می شود که پاسخی برای آن نداریم. پاسخ برخی سوالات مطرح شده در این کتاب خیلی بهتر و بیشتر از مطالعه کتاب های قطور در ذهن و دل می نشیند.

بیست سال قبل توی یک کنفرانس سخنرانی داشتم. اون روز، بعد از تموم شدن حرفای من، حضار همین قدر با شور و حرارت برای من دست زدن و تشویقم کردن…

-خیلی خوبه.

اما اون روز من دقیقا برعکس حرفایی رو که امروز هروه زد ثابت کرده بودم…

دفاع مقدس در کنار سالهای سخت مقاومت در برابر دنیای کفر، حیاتی دوباره برای اسلام و اعتقادات مذهبی بود. جوانان دلیر و از خودگذشته ایران اسلامی، با توکل بر خدا و ائمه (ع) تمام معادلات جنگ را برهم زده و نشان دادند که نتیجه را تنها سلاح و نفرات مشخص نمی‌کنند بلکه مقاومت و ایمان به خداست که راهکار عبور از سختی و مشکلات است.

توسلات هر یک از این جوانان به ائمه (ع) دیدنی و شنیدنیست. اما توسل به امام حی و حاضر یعنی امام زمان (عج) که از اعتقادات محکم شیعه است رنگ و بوی دیگری در زمان جنگ داشت. کتاب وصال ۴۰ روایت از عشق رزمندگان و دلاوران نسبت به امام زمانشان است. گویی فرمانده اصلی میدان نبرد صاحب الزمان (عج) بوده و رزمندگان در همه‌ی حالات، ایشان را حاضر و ناظر بر خود می دانستند. و از ایشان استمداد می گرفتند.

به یاد دارم که فرمودند: اگر مشکل مهمی برای شما پیش آمد، در سحر جمعه در جای خلوتی هفتاد بار با این کلمات به محضر امام عصر(عج) استغاثه کنید که بسیار تجربه شده است: یا فارس الحجاز ادرکنی، با اباصالح المهدی ادرکنی، یا اباالقاسم المهدی ادرکنی، یا صاحب الزمان ادرکنی، ادرکنی ادرکنی و لا تدع عنی فانی عاجزُ ذلیل…