افتتاحیه مرکز استارتاپ اَکسل در گیلان

چند روز پیش توسط یک دوست مشترک با گروهی آشنا شدم و با ایده‌ای که داشتند در استارتاپ اَکسل بین ۶۰ طرح و ایده انتخاب شده تا در این کارگاه ها شرکت کنند و فرصت این را داشته باشند تا ایده خود را کامل و با استفاده از آموزشها، تجربیات و همچنین مشورت گروهی آن را اجرایی کنند. بنده هم به عنوان عضوی از این گروه در خدمت دوستان بودم تا در حد بضاعت بتوانم کمکی هرچند کوچک به اجرایی شدن این ایده کنم.

ادامه خواندن “افتتاحیه مرکز استارتاپ اَکسل در گیلان”

کاکتوس‌های من

دیروز برای خرید برخی اقلام بیرون رفته بودم و در شنبه بازار خودمان (بندرانزلی) در حال گشت و گذار بودم که صدای یک دختر چادری که در حال پرس و جو درباره کاکتوس های موجود بر روی جعبه ای بود که فروشنده برای فروش گذاشته بود نظرم را جلب کرد. کنجکاو شدم و به سمت کاکتوس ها رفتم که آنها را ببینم.

چون همیشه به کاکتوس ها علاقه داشتم و دلیلش را هم نمی دانم. اما میدانم چه زمانی عاشق کاکتوسها شدم…!

ادامه خواندن “کاکتوس‌های من”

[کتاب] – بنیادگرایی صهیونیستی یهود

بنیادگرایی صهیونیستی یهود، یک کتاب در زمینه آشنایی با جنبش های موجود در اسرائیل مخصوصا جنبشی بنیادگرا به نام گوش امونیم است. این کتاب توسط فردی اسرائیلی نوشته شده که با رهبران جنبش های موجود در اسرائیل برای ایجاد مقالات مختلف و همچنین کتاب مورد بحث مصاحبه های متعددی داشته است.

خواندن این کتاب به افرادی که علاقه‌مند به شناخت صهیونیست، جامعه صهیونستی، یهودیان افراطی و در کل آشنایی با زمینه های ساخت اسرائیل فعلی و تفکری که پشت ایجاد این کشور جعلی و تعرض به فلسطین و کشتار مردم آنها وجود دارد توصیه می شود.

سال چاپ: ۱۳۷۸ / برای آشنایی با واژه بنیادگرایی رجوع شود به ویکیپدیا

[کتاب] – تو از دست های من سردتری

تو از دست های من سردتری” روایتی زیبا از زندگی یک زن در دوران قبل و پس از ازدواج و کم محلی شوهر نسبت به خود است! در طول داستان شخص اصلی در حال بازخوانی زندگی خود و روایت آن برای خواننده بوده و از اتفاقات بوجود آمده در اطراف خود برای یادآوری آنچه برایش گذشته استفاده می کند.

یک نکته، گنگ بودن تغییر زمان در ابتدای داستان است! اما در ادامه می توان به خوبی متوجه این موضوع شد که با ایجاد یک اتفاق، شخص اصلی به یادآوری گذشته‌ی خود می پردازد. نکته دیگر که بارها در داستان خودنمایی می کند کم لطفی نویسنده و یا شخص اصلی نسبت به مردان است!

ماموران با تجربه و مغرور!

حدود سه هفته پیش در بندرانزلی برف آمد؛ با اینکه مقدار زیادی نبود ولی مشکلات زیادی را به بار آورد. یکی از مهمترین این مشکلات قطعی بیش از ۳۰ ساعتی برق و در کنار آن چون ما در اینجا از آب چاه استفاده می کنیم تبعا به دلیل نبود برق و کار نکردن پمپ آبی هم درکار نبود!

بعد از برف یکی دیگر از مشکلات مربوط به خطوط تلفن ثابت بود که در بیشتر نقاط قطع بود از جمله در خانه ما! از آن تاریخ تا به الان (حدود ۳ هفته) بعد از ۲ بار اعلام خرابی و سه بار تماس تلفنی و ۱ بار دیدار حضوری چیزی که نصیب من شد تکرار بیش از ۱۰ بار این حرف از طرف مامور خرابی بود که میگفت: مشکل از سیم های داخلی هست و شما باید برید اونو چک کنید و ما در جعبه تقسیم بوق داریم!

ادامه خواندن “ماموران با تجربه و مغرور!”