یمن در دوره قبل از ظهور

نویسنده: محمود ظروفچی ارسال شده در: مهدویت بدون دیدگاه ۱۳۹۰/۰۲/۲۷

همانطور که می دانید حوادث اخیر در جهان اسلام  باعث به وجود آمدن جرقه ای در تفکر شیعه و اسلام شده است، که همانا ظهور و علائم ظهور و مهدویت می باشد. اما ما جدا از این حوادث و رویدادها فقط به روایات و پیش بینی های پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) می پردازیم، که جدا از این وقایع نبوده و نکات بسیاری را می توان از آنها برداشت کرد.

ظهور امام مهدی(عج) وابسته به اتفاقاتی است که در جهان رخ می دهد از جمله انقلاب های اسلامی و بیداری مسلمانان جهان در برابر ظلم. همه و همه پیش نیاز حکومت جهانی مهدی(عج) است. حکومتی که پایه و اساس آن مردمی است؛ پس چنین قیام ها و انقلاب هایی لازمه ی حکومت جهانی است.

یکی از کشورهایی که در قبل و بعد از ظهور نقش قابل توجهی در بحث مهدویت دارد یمن است. روایاتی بر زمینه سازی یمن در ظهور مهدی(عج) و به وجود آمدن انقلابی در این کشور موجود است. در بحث انقلاب در یمن نکته قابل توجه رهبری مردم یمن است که پایه و اساس روایات در مورد انقلاب یمن است. و روایات بیشتر در مورد خروج فردی از یمن تکیه می کند تا انقلاب مردم یمن، ولی باید گفت انقلاب در این کشور حتمی و پرچمی از پرچم های هدایت در زمان ظهور است.

زمان به ثمر رسیدن این انقلاب را همزمان با خروج سفیانی در ماه رجب و چند ماه قبل از ظهور مهدی(عج) و مکان آن را در صنعا پیش بینی کرده اند. جالب اینجاست که رهبری این انقلاب را یمانی یا یمنی بر عهده دارد که روایات زیادی بر صدق حتمی بودن خروج این شخص وجود دارد.

 امام صادق (ع) فرمودند: وقوع ۵ علامت حتمی است؛ یمانی، سفیانی، صیحه آسمانی، کشته شدن نفس زکیّه و فرو رفتن در بیداء۱. نیز فرمودند: خروج سفیانی، یمانی در یک سال، یک ماه و یک روز است و ترتیب آنها همچون رشته ی مهره ها پشت سر هم خواهد بود. سختی از هر سو پدید می آید، وای بر کسی که با آنها مخالفت و دشمنی کند. در میان درفش ها، هدایتگر از درفش یمانی وجود ندارد، چرا که درفش حق است و شما را بسوی صاحبتان دعوت می کند. وقتی یمانی قیام کند، فروش اسلحه به مردم حرام است. پس بسوی او بشتابید که درفش او درفش هدایت است. بر هیچ مسلمانی سر پیچی از او جایز نیست و اگر کسی چنین کند اهل آتش است. زیرا او مردم را به حق به راه مستقیم دعوت می کند.۲

از این قبیل روایات که به خروج سفیانی، یمانی و خراسانی به صورت همزمان اشاره شده است بسیار است و ما نیز در قبل از این روایات استفاده کرده ایم و نیازی برای تکرار دوباره ی آن نمی بینیم.

_______________________________

۱-بحارالانوار ج۵۲ ص۲۰۴

۲-بشارهالاسلام ص ۹۳ به نقل از غیبت نعمانی

۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *