خَسف در سرزمین بیداء

نویسنده: محمود ظروفچی ارسال شده در: مهدویت بدون دیدگاه ۱۳۹۰/۰۲/۱۵

همانطور که در نوشته های ابتدایی و فهرست نشانه های ظهور خواندید، ما ابتدا به بیان نشانه های حتمی ظهور می پردازیم. این نشانه ها به عنوان نشانه هایی یاد می شوند که قبل از ظهور و یا در زمان ظهور، حتما به وقوع می پیوندند. با توجه به ۲ نشانه ای که در قبل توضیح داده شد، به نشانه ی سوم، خَسف در سرزمین بیداء می پردازیم.

اول باید به معنای کلمه ی خَسف بنگریم. خَسف از لحاظ لغوی به معنای ناپدید شدن و به زمین فروشدن است. بیداء نیز نام سرزمینی میان مکه و مدینه است.

 فرورفتن در بیداء

منظور از این جمله، فرو رفتن لشکری بزرگ به فرماندهی سفیانی است. این لشکر بعد از خبر ظهور حضرت حجت(عج) به قصد جنگ با وی عازم مکه می شوند، که در راه مکه و مدینه در منطقه ای که بیداء نام دارد به زمین فرو می روند۱. البته این اتفاق زمانی بعد از ظهور حضرت مهدی به وقوع می پیوندد. جای نکته ای در اینجا خالیست که این نشانه یکی از نشانه های پس ظهور غیر علنی امام مهدی (عج) است نه نشانه ی قبل از ظهور! زیرا این نشانه خود دلیل بر حقانیت حضرت است همانطور که در احادیث و روایات آمده و نقطه ی شروع ظهور و قیام جهانی ایشان به صورت علنی می باشد.

یکی از دلایل مهم یا بهتر بگویم، یکی از معجزات خداوند بزرگ برای اثبات حقانیت حضرت مهدی(عج) خسف در بیداءست که مردم با این رویداد به دعوت حضرت لبیک می گویند.

 حضرت علی (ع) می فرمایند: مردی از خاندان من، در سرزمین حرم قیام می کند، چون خبر وی به سفیانی می رسد، وی سپاهی از لشکریان خود را برای جنگ به سوی او می فرستد، ولی سپاه مهدی آنان را شکست می دهد. آنگاه خود سفیانی با لشکریان خود به جنگ وی می روند و چون از سرزمین بیداء می گذرند، در زمین فرو می روند، جز یک نفر که خبر آنان را می آورد، همگی هلاک می شوند.۲

 همانطور که در فرمایشات امیرالمومنین علی(ع) خواندید سفیانی وقتی خود فرماندهی سپاه را بر عهده می گیرد که سپاه اولیه خود را که به جنگ با حضرت مهدی(عج) فرستاده بود شکست می خورد، برای همین خود با سپاه مجهزش به سمت مکه حرکت می کند که در بین مکه و مدینه در زمین فرو می روند. روایات حاکی از آن است که حضرت جبرئیل صیحه (فریاد بلند) یا ضربه ای محکم بر زمین می زند، که به اذن خداوند زمین دهان باز کرده (شکافته می شود) و همه ی آنان را در خود فرو می برد جز ۲ نفر به نامهای بشیر و نذیر (البته در فرمایشات حضرت علی به ۱ نفر اشاره شده بود) که یکی به سوی سپاه باطل برای خبر شکست و دیگری به سمت حضرت مهدی(عج) برای خبر پیروزی حق به اذن خداوند بزرگ و بلند مرتبه.۳

بشیر به طرف امام زمان می رود و وقتی به مکه می رسد که حضرت در مسجد الحرام و در کنار کعبه حضور دارند. او در حالی که صورتش به عقب برگشته است در حضور حضرت می ایستد و عرض می کند: من بشیر هستم. یکی از ملائکه (جبرئیل امین) به من فرموده است که محضر شما شرفیاب شوم و شما را به هلاکت لشگریان سفیانی، بشارت دهم. آری همه آنها در سرزمین بیداء در زمین فرو رفتند. حضرت می فرمایند: جریان خودت و برادرت را نقل کن.

 می گوید: من و برادرم در لشگر سفیانی بودیم که شهرها را از دمشق تا زوراء و همچنین شهر کوفه را ویران کردیم. آنگاه به مدینه آمدیم و این شهر را نیز در هم کوبیدیم و نیز مسجد نبوی را خرد کردیم و مرکبهای سواری خود را در روضه نبوی بستیم و مرکبها آنجا را آلوده کردند و سپس از مدینه با سپاهی مجهز به قصد خراب کردن خانه خدا و کشتار مردم حرکت کردیم. چون به سرزمین بیداء رسیدیم مقداری در آنجا توقف کردیم. ناگاه صدایی بلند شد و گفت: ای سرزمین بیداء! ستمگران را در کام خویش فرو ببر و هلاک کن. پس تمام سپاهیان در کام زمین فرو رفتند و فقط من و برادرم باقی ماندیم.

ناگهان مَلَکی (جبرئیل امین) نمایان شد و به صورت من و برادرم آنچنان کوبید که صورت ما به عقب برگشت و به برادرم دستور داد به طرف سفیانی برود و خبر هلاکت لشگرش را به او بدهد، و به من هم دستور داد به نزد شما بیایم و بشارت هلاکت لشکر سفیانی را به شما برسانم و بدست شما توبه کنم که خدا توبه من را خواهد پذیرفت.

سپس حضرت توبه او را می­ پذیرد و دست مبارکشان را بر صورت وی می­ کشد تا به حالت اول بازگردد. او نیز با حضرت بیعت می­کند و همراه ایشان خواهد بود.۴

 __________________________________

۱-غیبهنعمانی ص۲۵۲

۲-تاریخ غیبت کبری ص۵۲۱

۳-بحار الانوار ج ۵۲ ص۱۸۶

۴-بحار الانوار ج۵۳ ص۱۰

۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *