ابتدای خروج سفیانی تا انتها

نویسنده: محمود ظروفچی ارسال شده در: مهدویت بدون دیدگاه ۱۳۹۰/۰۱/۲۵

در مطلب قبلی “سفیانی را بهتر بشناسید” به معرفی کوتاه این شخصیت پرداختیم. اما در این مطلب به خروج سفیانی تا نابودی آن توسط سپاه حق می پردازیم، و برای شناخت بیشتر سفیانی و اعمال دوراز انسانیت وی، کندوکاوی در آینده با توجه به روایات در دسترس و موجود خواهیم کرد.

او پس از خروج در سوریه انقلاب می کند و با غلبه بر دو گروه مخالف، خود را پیروز میدان می پندارد. آماده شدن فضای سیاسی برای او زمینه را برای تسلط بر منطقه وسیعی که شامل؛ دمشق، حمص، حلب، اردن، فلسطین است فراهم می کند. همین غلبه و تسلط بر سرزمین ها باعث می شود تا افرادی نظیر یهودیان، تبهکاران، افراد حرام زاده و افراد ضد دین به او بپیوندند، تا بتواند هسته ی اولیه نظام ضد حق خود را بنا کند. تمام این اتفاقات طی شش ماه صورت می گیرد.

پس از به ثمر نشستن هسته ی اولیه نظام خود، سپاهی را که نفرات آن به ۱۴۲ هزار نفر می رسد را برای فتح بخش هایی که شامل عراق، حجاز و مدینه است میفرستد. سپاه ۱۲ هزار نفری خود را به سوی مدینه برای جنگ با حضرت مهدی(عج) که خبر ظهورش را شنیده است می فرستد تا ایشان را دستگیر کند. پس از ورود به مدینه مدت ۳ روز را در آنجا سر می کنند، و طی این ۳ روز دست به غارت و کشتار مردم زده اما امام را نمی یابند زیرا امام از مدینه به مکه کوچ کرده اند. برای همین سپاه خود را از مدینه خارج و به سمت مکه پیش می روند.

سپاه فرستاده شده به طرف مکه در بیابانی میان مکه و مدینه به امر خداوند در زمین فرو می رود، که به نشانه ی “خسف در سرزمین بیداء” معروف است و یکی از علایم حتمی ظهور به شمار می آید. از میان این سپاه ۱۲ هزار نفری دو نفر زنده باقیمانده که طبق روایات جبرئیل امین این دو نفر را مسخ کرده و به دو سوی می فرستد. یکی به طرف سفیانی برای رساندن پیغام شکست سپاه او، و دیگری را به سمت امام زمان(عج) برای بشارت پیروزی به امر خداوند بزرگ در سرزمین بیداء.

اما بخش دوم سپاه ۱۴۲ هزار نفری سفیانی که برای فتح نجف و کوفه حرکت کرده بودند در یکی از روزهای عید مسلمانان به این دو شهر حمله کرده، که با دفاع سپاهی از مدافعان که از بغداد عازم آنجا شده بودند مواجه می شوند. جنگ وحشتناکی در میان آنان ایجاد می شود که سر آخر به نفع سفیانی و شکست سنگین مدافعان بغدادی می انجامد. با این پیروزی کوفه به دست سفیانی اشغال می شود. آنان نیز به کشتاری بزرگ از مردم و غیر نظامیان تن داده و با ساختن چوبه های دار، تجاوز به زنان و به اسارت بردن آنان پرونده سیاه خود را سیاه تر می کنند.

پس از چپاول و کشتار، سپاه سفیانی در کوفه به شام بر می گردند. اما گروهی از کوفه به فرماندهی “سید هاشمی” و گروهی به فرماندهی “یمانی” سپاه ۱۰۰ هزار نفری سفیانی را تعقیب می کنند و طی جنگی خونین در میان عراق و شام همه ی سپاه را از دم تیغ می گذرانند و بسیاری را اسیر می کنند و غنایم بی شماری را بدست می آورند.

 پس از ظهور امام زمان(عج) و نبرد سپاه حق و کفر

پس از ظهور مهدی(عج)، ایشان برای استقرار حکومت الهی خویش عدالت را در حجاز، عراق و دمشق برقرار کرده و برای مقابله با سفیانی به سوی شام حرکت می کند. در طی راه افراد زیادی به سپاه امام مهدی(عج) می پیوندند و سپاه حق را یاری می کنند. اما سفیانی نیز برای رویارویی بزرگ در “رمله” شمال شرقی فلسطین و قدس بیکار نبوده و تمام سعی خود را برای شکست سپاه قائم(عج) به کار می گیرد. با رویارویی دو سپاه در مقابل هم، اینجاست که حدود غرایز و وسوسه ی نفس و شیطان، خود را نشان داده و فاصله بین حق و باطل را فقط ایمان آشکار می سازد. برای همین تعدادی از سپاه حق به لشکر سفیانی و تعدادی از سپاه سفیانی به لشکر امام زمان(عج) ملحق می شوند، و زمینه را برای رویارویی و جنگ بزرگ آماده می کنند.

سفیانی با دریافت گزارش رسیدن سپاه بزرگ امام زمان(عج)، برای گفتگو به سمت اما زمان(عج) حرکت میکند. امام زمان نیز او را برای گفتگو می پذیرد. این گفتگو با بیعت سفیانی با امام زمان(عج) به پایان می رسد. سفیانی قرارگاه مهدی(عج) را ترک کرده به سوی سپاه خویش حرکت می کند که فرماندهان سپاه او می پرسند: چه کردی؟ او در جواب میگوید: من در برابر مهدی(عج) اسلام او را پذیرفتم و با او بیعت کرده ام. فرماندهان سپاه او می گویند: زشت باد رای تو! تو با اقتدار به سوی مهدی(عج) رفتی و با او بیعت کردی؟

اینجاست که سفیانی از پیمان خود و عهدی که با قائم(عج) بسته، بر می گردد و بیعت خود را می شکند، و خود را برای رویارویی با ایشان آماده می کند. سحرگاه یکی از روزها جنگ نهایی میان حق و باطل آغاز می گردد و خداوند پس از جنگی سنگین و خونبار میان آنان، سپاه قائم(عج) را پیروزی کامل می بخشد و سپاه سفیانی را به طور کامل نابود می سازند.۱ در روایت دیگری بعد از پیروزی سپاه حق، سفیانی به دستور امام زمان(عج) در دروازه بیت المقدس کشته می شود.۲

______________________________

۱-بحارالانوار ج۵۲ ص۳۸۸

۲-عقد الدرر ص۱۳۳

۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *