آینده موهومی که هرگز نیامد؛ انتخابی که اصلح نبود

تا ۱۴۰۰ با روحانی!

این جمله برای خیلی از ما ایرانی ها آشناست. آن هم در بحبوحه انتخابات سال ۹۶ که طرافداران روحانی در جریان انتخابات این شعار را سر می دادند و تصاویر حساب های کاربری خود در شبکه های اجتماعی را به تصویری با این مضمون آراسته بودند! با ورود به سال جدید (۱۳۹۷) و گذشت یکسال از دوره دوم ریاست جمهوری شیخ(!) روحانی در کنار عید نوروز، افزایش مشکلات جدید را هم جشن گرفتیم! برجسته ترین این مشکلات افزایش قیمت دلار از ۳۷۰۰ به ۶۰۰۰ هزار تومان بود! همه می دانیم که وقتی قیمت دلار بالا می‌رود بصورت ساده همه چیز تحت تاثیرش بالا می‌رود؛ از قیمت سیب زمینی و پیاز گرفته تا خودرو و حتی فشار خون اقشار متوسط رو به پایین! به هر حال می‌خواهم در این نوشته دلایلی را شرح دهم که چرا روحانی صلاحیت پست ریاست جمهوری را نداشته و ندارد!

ابتدا برمیگردم به دوران ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی که پس از هاشمی رفسنجانی با شعار آزادی مدنی بر روی کار آمد و به حق آزادی مدنی را پیاده سازی کرد! وضعیت بد حجاب، چاپ نشریه ها و کتابهای ضد ارزشی، ورود افرادی نالایق به بدنه نظام، دزدی ها، فساد سازمان یافته، تعلیق برنامه هسته‌ای، جاسوسی و… ثمره آزادی بود که خاتمی در ۸ سال ریاست خود بر دولت تقدیم ملت ایران کرد.

همه بر این گفته واقفند که در آن برهه سیاست های خاتمی در تضاد با هاشمی رفسنجانی بود. مباحثی همچون نظام اسلامی، جدایی دین از سیاست، ولایت فقیه، آزادی مدنی و ارتباط با غرب. به همین دلیل در سال ۷۱ از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت رفسنجانی استعفا داد و همین دلایل کافی بود که در انتخابات سال ۷۶ به میدان بیاید. می‌دانست (اینگونه تصور می کرد) می‌تواند با تعریف جدیدی از سیاست (سیاست بدون دین)، ایجاد ارتباط بین غرب و ایران مشکلات را حل و فصل نماید و خود را قهرمان جلوه دهد. اما همه می دانیم که اینگونه نشد و وضعیت از آنچه که فکرش را هم می‌کردیم بدتر شد. شاید با خود فکر کنید که اگر سیاستهای خاتمی با هاشمی رفسنجانی در تضاد بود پس چرا از انتخابات سال ۸۴ تا زمان مرگ هاشمی رفسنجانی جریان اصلاحات از او حمایت میکرد؟

هاشمی رفسنجانی که یکی از افراد تاثیرگذار در انقلاب اسلامی ایران یاد می‌شود و نمی‌شود تاثیر او در قبل و بعد از انقلاب ایران را کتمان کرد، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و گذشت زمان از موضعی غیر از موضع یک فرد انقلابی بلکه در قامت یک منتقد انقلاب اسلامی ظاهر شد. این موضع گیری ها پس از شکست در انتخابات سال ۸۴ در برابر محمود احمدی‌نژاد بصورت ویژه ای افزایش یافت. تاجایی که در یک سخنرانی از تصرف دانشگاه آزاد توسط انقلاب اسلامی سخن به میان آورد و آن را با حکومت شاه مقایسه کرد! و یا در یکی از سخنرانی های عمومی خود دلیل عقب ماندگی ایران را سرمایه گذاری نیروهای مسلح بر روی توان بازدارندگی دانست و تاکید کرد که دوره دوم دولت روحانی می‌تواند این عقب ماندگی را جبران کند!

آیا همه مردم از دولت خاتمی راضی بودند؟

قطعا خیر! در هر دوره ای از انتخابات فردی انتخاب می‌شود که بیشترین رای را از ملت دریافت کند و این به معنی رضایت کامل مردم از یک فرد نیست. اما خاتمی در دوران خفقانی که هاشمی رفسنجانی در اجتماع به واسطه سیاست های خود ایجاد کرده بود یک امید بود که مردم به آن دل خوش کرده بودند. و اگر انصاف را رعایت کنیم در آن زمان محبوب بود. یادم می‌آید در زمان انتخابات با این اینکه سن کمی داشتم تصاویر او را در دست داشتم و به همه جا می‌بردم. نه برای اینکه او را میشناختم، خیر تنها به این دلیل که دیگر هاشمی نیست!

فرض: همه مردم از خاتمی راضی بودند!

اگر فرض کنیم که همه مردم از جمله کسانی که به خاتمی رای داده بودند از او و دولتش راضی بودند پس چرا با معرفی مصطفی معین در انتخابات ۸۴ نتوانست دوباره به قدرت برسد؟

پاسخ را خودتان بیابید!

انتخاب روحانی در سال ۱۳۹۲

خود روحانی هم هرگز تصور نمی‌کرد که اصلا شانسی برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری داشته باشد چه برسد که رییس جمهور شده و ۴ سال بالاترین فرد دستگاه اجرایی شود! در سال ۹۲ مهمترین فردی که می‌توانست با حمایت اصلاح طلبان به ریاست جمهوری برسد محمدرضا عارف بود. اما در چرخشی ناباورانه عارف با درخواست سیدمحمد خاتمی به نفع حسن روحانی از انتخابات انصراف داد.

پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ و انتخاب روحانی به عنوان رییس جمهور ایران از قشر مذهبی و غیر مذهبی تصمیم بر این گرفتند تا از او حمایت کنند و چیزی جز این هم انتظار نمی‌رفت. اما با گذشت زمان و جا افتادن دولت یازدهم نالایقی این دولت و شخص روحانی بیشتر مشخص شد! موارد متعددی را می‌توان برای عدم صلاحیت روحانی برای سمت ریاست جمهوری ایران برشمرد که نمونه هایی از آن را در مطلبی با عنوان با چشم باز انتخاب کنیم آورده ام:

بیکاری، ازدواج، قاچاق، حقوق‌های کلان، اختلاس ۱۵ هزار میلیاردی از صندوق ذخیره فرهنگیان،‌ بی اخلاقی مدیران، کند شدن رشد علمی کشور، پرتاب نشدن ماهواره های تحقیقاتی، تعطیلی کارخانه های بزرگ و کوچک، بیکاری کسانی که دارای شغل بودند، افزایش فساد در دستگاه های مختلف، افزایش چندبرابری هزینه‌های دولت، نیمه‌کاره ماندن پروژه ها، رسیدگی نکردن به وعده های داده شده، بدرفتاری و بددهنی رییس جمهور و وزیران با مردم و خبرنگاران و….

این تنها گوشه ای از مواردی بود میتوان مثال زد که دولت روحانی ناکارآمدترین دولت از ابتدای انقلاب تا به امروز بوده است.

انتخابات سال ۱۳۹۶

حسن روحانی با کمک اسحاق جهانگیری به عنوان ضربه گیر انتخابات و مشاورانش در سال ۹۶ با تهمت های ناروایی که به کاندیداهای دیگر زدند و یا حمله به نیروهای مسلح ایران از جمله سپاه به بهانه شلیک موشک و نوشتن شعار نابودی اسرائیل، انداختن تقصیر ناکارآمدی دولتش گردن دولت احمدی‌نژاد، دروغ درباره برنامه‌های درحال اجرا و یا اجرا شده و… ابتذال در مناظره را به بالاترین حد خود رساندند!

در میتیگ‌های خود رقیب اصلیش یعنی ابراهیم رییسی را متهم به اعدام چندصد نفر(منافقین که ۱۷۰۰۰ نفر از زن و مرد و کودک را به شهادت رسانده بودند) در دهه ۶۰، دیوارکشی در خیابان و قالیباف را به لوله کردن دانشجویان در حادثه کوی دانشگاه متهم کرد. اما از این خبر نداشت که چوب خدا صدا ندارد! همان موقع ویدیوهایی از روحانی دست بدست می‌شد که در مجلس اوایل انقلاب ۵۷ خواهان اعدام ارتشیان در نماز جمعه و قطع حقوق و یا پرداخت حداقل حقوق، تنها برای زنده ماندن بود. و یا ویدیوی تعریف خاطره هاله نور روحانی که زمانی با آن احمدی نژاد را به استهزا می‌گرفت! و همچنین با دادن شعارهای قشنگ و ساختارشکن سعی در جذب آرای حتی ضدانقلاب داشتند! و در این کار موفق هم شدند.

به یاد دارم برای دادن رای به محلی نزدیک محل سکونتم (بندرانزلی)رفته بودم؛ صفی طولانی شکل گرفته بود و مردم از هر قشری حضور داشتند و از هر دری با یکدیگر سخن می گفتند. صدای یک مرد نسبتا جوان به گوشم خورد که همراه با خانواده برای رای دهی آمده بود و به راحتی با افراد کناری خود به حمایت از گروهک منافقین و شخص مریم رجوی سخن می‌گفت و روحانی را روزنه امید برای خروج از دیکتاتوری آخوندی برمیشمرد و سعی داشت تا دیگران را نیز با خود همراه کرده تا به روحانی رای دهند! جالب اینجا بود که آخوندها را دیکتاتور می‌دانست و می‌خواست به یک آخوند رای دهد!

حافظه مردم ایران ضعیف است

در زمان انتخابات ۱۳۹۶ با افراد بسیاری درباره روحانی و چرایی نالایق بودن او بنا به دلایل مختلف از جمله ۴ سال اول ریاست او بر دولت صحبت می کردم. اما پاسخی که می شنیدم همان شعار آزادی مدنی در دوران خاتمی بود (یعنی روحانی بیاید آزادی داریم ولی اگر فرد دیگری انتخاب شود ایران به عقب برمیگردد).

بیشتر افراد از آینده‌ی موهومی سخن می گفتند که با ورود رقیب روحانی یعنی آقایان سیدابراهیم رئیسی و محمدباقر قالیباف ممکن است رقم بخورد. اما هیچ دلیل منطقی پشت صحبتهایشان نبود و تنها به پیشنهاد و پیام های ویدیویی سید محمد خاتمی، حسن خمینی و دیگر اصلاح طلبان اکتفا کرده و خواهان انتخاب مجدد روحانی بودند. در این پیام ها روحانی را فرد اصلح و انتخاب درست می دانستند و می گفتند باید برای تکمیل وظیفه دولت یازدهم بار دیگر به او اعتماد کرد تا کارهای برزمین مانده را تکمیل کند!

روحانی هم با شعارهایی که بیشتر بوی تفرقه، لجاجت و خودبرتربینی داشت در میتینگ های انتخاباتی مردم را نسبت به رقیبان خود تحریک می کرد. از جمله آن تهمت ها در عنوان قبلی گذشت. برخی دیگر نیز به وعده های روحانی و جهانگیری اشاره می کردند از جمله سهام عدالت. جهانگیری در مناظره تلویزیونی گفته بود که سهام عدالت تابستان ۱۳۹۶ برای همه آزاد و سود آن به حساب همه واریز می شود! (در پاییز سال ۹۶ سهام عدالت آزاد شده و مردم برای دریافت اصل سهامی که متعلق به خودشان بود باید هزینه کل سهام را می پرداختند! یعنی ۴۰۰ هزار تومان)

همه مواردی که در انتخابات سال ۹۶ به عنوان وعده از دهان روحانی خارج شد همان وعده هایی بود که سال ۹۲ قول حل آن را طی دوره ای ۱۰۰ روزه و یا حداکثر دوره ۴ ساله ریاست خود داده بود. اما متاسفانه به علت ضعیف بودن حافظه برخی‌ها، انگار قول چنین کارهایی را به مردم نداده و انگار نه انگار که روحانی ۴ سال رییس جمهور مملکت بوده و با این وعده ها عملکر دولت خود را نقد و آن را فاقد صلاحیت برای ادامه کار می‌داند!

سلبریتی های ناآگاه و نادان

در دوران خاتمی تجربه نشان داده بود که سلبریتی ها، این افراد به ظاهر آگاه که با سواستفاده از شرایط اجتماعی نسبتا خوب خود،‌ جوزدگی و حرکات احساسی، مردم را تحریک و ترغیب به تبعیت از خود می‌کنند، در انتخابات ۹۶ نیز دست بکار شده و برای روحانی سنگ تمام می‌گذارند. از شرکت در میتینگهای روحانی گرفته تا برعهده گرفتن مسئولیت تبلیغات او! اما زمانیکه شرایط را برای خود مناسب نمی‌بینند، تاکید می‌کنم تنها برای خود مناسب نمی‌بینند نه مردم! لب به اعتراض می‌گشایند وا مصیبتا سر می‌دهند که آی مردم ما نمیدانستیم که اینگونه می‌شود! شما نمی‌دانستید غلط کردید مردم را برای رای دادن به فرد مورد نظر خود ترغیب کردید.

اکنون که این مطلب نوشته می‌شود قیمت دلار از ۳۷۰۰ تومان ظرف چند هفته به ۶۰۰۰ تومان رسیده و همان سلبریتی ها یا به ظاهر هنرمندان که در صفحات اجتماعی خود روحانی را بهترین گزینه برای ریاست جمهوری، مهار تورم، ثبات دلار، رفع تحریم و… می‌دانستند از مردم عذرخواهی و برخی دیگر نیز به علت غرور خود هنوز هم بر انتخاب خود پافشاری می‌کنند. البته اگر تنها انتخاب خودشان بود هیچ مشکلی وجود نداشت. اما وقتی مردم زیادی را با سخنان خود و وعده های پوچ و بی معنی جلب انتخاب خود کنند سراسر مشکل است و باید پاسخگو باشند.

درود بر آزادی

متاسفانه در ایران آزادی تعاریف مختلفی دارد! یکی از آن تعاریف که برخی مردم به واسطه آن به خاتمی یا روحانی رای دادند شعارهای ساختارشکنی بود که این دو و خیلی از افراد سرشناس حامی ایشان سر می دادند. یعنی آزادی در حجاب، جدایی دین از سیاست، حذف ولایت فقیه و کمرنگ کردن دین در جامعه! پای همین شعارها چندین سال از عمر ملت ایران که باید صرف پیشرفت و اعتلای نظام جمهوری اسلامی ایران می‌شد صرف باندبازی، رانت‌خواری، دعواه‌های سیاسی این قشر سبک مغز شد. قشری که بیش از نیمی از عمر انقلاب را در مسند قدرت بود و مدعی هست که کاره ای در نظام نیست!

و در سایه همین شعارها بارها مرتکب اشتباهات فاحشی شدند که به ضرر ملت ایران شد. یکی از نمونه های بارز آن پرونده بزرگ کرسنت است که بعد از گذشت سالها هنوز هم تلفات می دهد. و یا اختلاس ۱۵ هزار میلیاردی صندوق ذخیره فرهنگیان در دولت روحانی که ایشان فرموده بودند اختلاس نیست بلکه معوقه است. بله ۱۵۰۰۰ میلیارد معوقه به یک نفر!

دشمنی با احمدی نژاد

همه چیز از زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد شروع شد. مخصوصا زمانیکه دست خیلی از رانت خواران و گردنکشان و مدعیان انقلاب که با ضدانقلاب همکاری داشتند رو شد. نقطه اوج این دشمنی در مناظرات تلویزیونی سال ۸۸ بود. زمانیکه احمدی نژاد با سند و مدرک، افرادی مثل میرحسین موسی و هاشمی رفسنجانی را رسوا کرد. یکی از دلایل رای بالای احمدی نژاد هم در انتخابات سال ۸۸ همین مسئله بود. (البته درباره احمدی‌نژاد هم یک مطلب خواهم نوشت. که از کجا به کجا رسید.)

این مسئله کینه شتری شد که تا به حال دامن احمدی نژاد را گرفته چه از طرف جبهه اصلاحات و چه اعتدال گرایان که روحانی باشد. روحانی از هر فرصتی برای ضربه زدن به دولت احمدی نژاد استفاده کرد و هرچه کم کاری خود بود را به او نسبت داد. از بالا رفتن قیمت دلار و پایین آمدن قیمت نفت گرفته تا رشد ۵۰ الی ۱۰۰ درصدی اقلام اساسی حتی با گذشت ۳ سال از ریاست روحانی بر دولت! (پیشنهاد می شود در درباره افزایش قیمت اقلام اساسی از سال ۹۲ تا ۹۶ به سایت بانک مرکزی مراجعه کنید) از نظر من یکی از دلایلی که روحانی لیاقت رییس جمهوری را ندارد شجاعت در اعتراف به اشتباه است. و برای اینکه از اعتراف به اشتباه شانه خالی کند حاضر است تا دست به هرکاری بزند حتی ریختن آبروی دیگران.

اعتراضات مردم در حد گسترده

در هر کشوری اعتراضات وجود دارد و طبیعیست که بصورت راهپیمایی در سطح شهرها ظهور و بروز پیدا کند. اما آنچه در این اواخر مشاهده می‌کنیم اعتراضات کوچک و پیش پا افتاده نیستند! بلکه اعتراضاتی است که در سطح گسترده و تقریبا در تمام استان ها مشاهده می‌شود که بیشتر آنها حاکی از فشار بیش از حد بر مردم از جمله گرانی ها، پرداخت نشدن حقوق، پایین بودن حقوق و… است. این راهپیمایی ها تاجایی پیش رفته که در برخی از استان ها امامان جماعت نیز با مردم هم صدا شده و در راهپیمایی ها شرکت می‌کنند.

این موضوع هم یکی دیگر از دلایل نبود مدیریت در دولت روحانی است. دولتی که با سو مدیریت و نبود برنامه‌ای جامع، بر اقشار مختلف مخصوصا قشر ضعیف جامعه فشار غیرقابل تصوری آورده و هر روز هم مدعی است که وضعیت ایران بسیار خوب است و این وضعیت در تاریخ بی سابقه است! به تفکری که چندین سال با این توجیه هات فرار رو به جلو می‌کند نمی‌توان امید بست و انتظار شرایط بهتر را داشت.

شاید برخی با خواندن این مقاله کوتاه با خود بگوید چرا خاتمی و روحانی را در یک جبهه قرار دادید و آنها را با هم مقایسه کردید؟ دلیل من برای مقایسه خاتمی و روحانی در این خلاصه می‌شود که حمایت سید اصلاحات از روحانی و زدن سنگ او به سینه تنها برای ادامه سیاستهای خود با استفاده از مهره‌هایش در سطح وسیع در جامعه است. برای اینکه به این موضوع پی ببرید:

  • نگاهی به ساختار سیاسی دولت رفسنجانی، دولت خاتمی، دولت روحانی کنید.
  • جبهه‌گیری های سیاسی دولت ها را از ابتدای انقلاب تا به حال بررسی کنید.
  • نقدها و توصیه‌های سران اصلاحات را بررسی کنید.
  • شعارها و وعده های داده شده در دولت ها را بررسی کنید.

البته این را هم باید درنظر گرفت، روحانی حتی اکنون که حمایت خاتمی را داراست نتوانسته و نمی‌تواند در اشل کوچک هم ادای دولت خاتمی را که دارای مشکلات و ناهماهنگی های بسیاری بود را دربیاورد چه برسد به کشور شاداب اقتصادی در جهان(۲۰سال دیگر)! آن هم به روایت محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران! همه این موارد و صدها دلیل دیگر که از حوصله مخاطب خارج است وجود دارد تا بگوییم روحانی شایستگی ریاست یک دولت را ندارد و قطعا چه در انتخابات سال ۹۲ و چه در ۹۶ افرادی اصلح وجود داشتند که شایستگی ریاست دولت را دارا بودند.

این را بدانید که تاریخ همیشه تکرار می شود و آن هم تنها بخاطر مردمانی که نخواستند ببینند و بشنوند. و سالهای بعد نیز همین افرادی که مردم از آنها ناراضی بودند به دلیل شناخت ناقص مردم زمان خود می شوند ناجی آنها. ماجرایی که همیشه تکرار می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *