بحران ۳۰ سالگی

دوم فروردین ماه ۱۳۹۷ مصادف بود با تولد سی سالگی من! و دوستان زحمت کشیدند و تولدی کوچک برایم ترتیب دادند که از همین جا از همه‌ی آنها تشکر میکنم.

و اما ۳۰ سالگی

هرکدام از ما وقتی به تولد سی سالگی خود نزدیک می‌شود حس عجیب و غریبی دارد که دلیل‌اش هم قابل فهم نیست. نمی‌دانم، شاید حرف های دیگران درباره بحران سال ۳۰ام زندگی بر روی ما تاثیر بگذارد و یا دلایل دیگر! ولی می‌دانم انسان همیشه دوست دارد نیرو، بنیه و همچنین چهره جوانی را حفظ کرده و هرگز آن را از دست ندهد. برای همین افزایش سن و از دست دادن کم‌کم آنها برایش عذاب آور است. قبل از پا به سن گذاشتن خیلی کم پیش می‌آید که در این باره تامل کنیم چون فکر میکنیم همیشه این ویژگی ها را خواهیم داشت؛ اما افسوس که پیری شتری است که دم خانه‌ی همه ما می نشیند. 😀

ادامه خواندن “بحران ۳۰ سالگی”

[کتاب] – دیدم که جانم میرود

دیدم که جانم میرود خاطره‌ای کم نظیر از رفاقت دو نوجوان و پیوند ناگسستنی آنان است. ماجرا پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در حال و هوای دفاع مقدس روایت می شود. زمانیکه دو نوجوان (حمید داودآبادی و شهید مصطفی کاظم‌زاده) با یکدیگر آشنا شده و این آشنایی باعث ایجاد دوستی عمیق و تاثیرپذیری آنان از یکدیگر می شود. تا جایی که واژه دوستی و رفاقت را بازنویسی می کنند!

ادامه خواندن “[کتاب] – دیدم که جانم میرود”

فارسی سازی افزونه uCare – Support Ticket System

در دانگو وب از یک سامانه پشتیبانی بسیار خوب از لحاظ امکانات که بر پایه فریم‌ورک Codeigniter نوشته شده بود استفاده می‌کردیم اما به علت پشتیبانی ضعیف و باگ هایی که داشت آن را غیرفعال کردیم. فرصت نوشتن یک سامانه پشتیبانی برایمان فراهم نبود (البته نوشته شده ولی تکمیل نشده)؛ برای همین بدنبال یک سامانه پشتیبانی می‌گشتم تا خیالم از بابت مسایل مربوط به مشتریان و امور پشتیبانی راحت باشد. ابتدا سامانه های مستقل را جستجو کردم اما به نتیجه ای نرسیدم. بنابراین تصمیم گرفتم تا افزونه‌های وردپرس را امتحان کنم.

ادامه خواندن “فارسی سازی افزونه uCare – Support Ticket System”

چه کتابهایی را نباید تا انتها خواند

اگر کتابخوان هستید یا تازه به کتابخوانی روی آورده‌اید حتما به نقطه‌ای رسیده‌اید که از خواندن ادامه‌ی یک کتاب حالتان بد شده باشد! کم و بیش برای همه حداقل یکبار چنین اتفاقی افتاده. اوایل کتابخوانی‌ام که کتابی را تنها به واسطه خواندن خلاصه‌ی آن خریداری می‌کردم سعی می‌کردم تا انتها بخوانم! تنها دلیلش برای خودم این بود که چون کتابی را در دست دارم باید تمامش کنم! دلیلی که هیچ منطقی پشتش نبود. حتی تا جایی پیش می‌رفتم که نمی‌توانستم نوشتار نویسنده را تحمل کنم ولی با این حال ادامه می‌دادم! (خودزنی می‌کردم 😀 )

ادامه خواندن “چه کتابهایی را نباید تا انتها خواند”