بوفاری ۴، روایت شیرین دختری به نام سودابه از ماجراییست که در زمان جنگ تحمیلی روی داده است. ماجرا درباره گروهی از سربازان و فرمانده‌شان (بخصوص دو سرباز ارمنی) است که برای رسیدن به نقطه مشخص شده برای رویارویی با ارتش بعث عراق، راه خود را گم کرده و به محلی دورافتاده که در آن اکتشاف نفت صورت می‌گرفته و متعلق به پدر سودابه بود می‌رسند.

آن اتفاق برای سودابه بقدری عجیب بود که سالهای بعد زندگی نیز تحت تاثیر آن قرار گرفته و باعث شده بود تا بعد از یکسری اتفاقات و دیدن یکی از آن دو سرباز ارمنی (آن یکی شهید شده بود) بعد از سالها دوباره آن ماجرا را مرور کند.


There are currently no comments.

*

code