غریقان مظلوم

برای خرید به مغازه‌ی محلمان رفته بودم. پس از اتمام خرید از آن خارج شدم. صدایی از پشت سرم: “به، آقا محمود! آقا محمود! خالا پسر، خالا پسر” برگشتم! خنده بر روی لبان هردوتایمان نقش بست! تازه درجه‌اش را گرفته بود و با لباس سفید و دو خط سردوشی در محل رژه میرفت. موتوریست کشتی بود و تازه ارتقا پیدا کرده بود. به هم رسیدیم و مصافحه‌ای کردیم و بعد از آن گفتم:

+مثل اینکه روی صورتت تیغ گذاشتی ره! خنده

-تازه منم میخواستم همینو بهت بگم. خنده

کمی با هم حرف زدیم از هم جدا شدیم و من به خانه برگشتم. بعد از چند دقیقه زنگ خانه به صدا درامد دوباره امده بود و با من کار داشت. و این آخرین باری بود که دیدمش! همان ساعت باید می‌رفت سر کشتی، سرکار خودش.

آن جمعه کذایی

ساعت حدود ۷ غروب بود که چندباری گوشی همراهم زنگ خورد. پشت تلفن دخترخاله:

+سلام. محمودجان خوبی؟، مامان خونه‌اس

-مرسی. بله

+بهش چیزی نگو و طوری که متوجه نشه بیا دم در

-باشه

این گونه صحبت کردن استرسی شدید به من وارد کرد. میدانستم اتفاق بدی افتاده. خیلی سریع خودم را به درب حیاط رساندم. دخترخاله پشت در ایستاده بود!

+یه چیزی میخوام بهت بگم هول نکنی

-چی شده؟

+امروز صبح کشتی مهران غرق شده و فعلا معلوم نیست کجا هستن

-…

دو روز بود که هوا بشدت طوفانی بود و باد شدیدی می‌وزید. طوری که سقف تعدادی از خانه‌ها در انزلی از جا کنده شده بود. صبح آن روز هم دست کمی از روزهای گذشته نداشت و دریا به همان صورت طوفانی بود.

صبح همان روز و قبل از غرق شدن، مهران به پدرش که ناخدای کشتی در خلیج فارس هست زنگ زد و ماجرا را توضیح داد که شناور در حال غرق شدن است. پدر مهران راهنمایی های لازم را به او کرد. به چندتن از همکاران خود در شمال هم این حادثه را اطلاع داد تا کاری برای نجات سرنشینان شناور گسپرل که ۴ نفر بودند انجام دهند.

یکی از پرسنل شرکت کوثر میگفت: مهران به ما زنگ زد و با گریه التماس می‌کرد که داریم غرق میشیم. بیاین دنبالمون.

اما کسی کمک نکرد و ۴ جوان به سادگی هرچه تمامتر از بین رفتند!

بی‌غیرتی یعنی صدای فریاد و التماس و گریه چندنفر را بشنوی و کاری نکنی

پشت پرده ماجرا

شناور گسپرل با طول حدود ۶۰ متر وظیفه بازرسی و تغذیه ماهیان پرورشی در قفس های درون دریا را که با فاصله حدود ۱۲ کیلومتری یا بیشتر از ساحل قرار داشتند را بر عهده داشت. این شناور به علت مستهلک بودن اجازه تردد در دریا را نداشت! به همین علت صاحبان شرکت کوثر برای اینکه تن به پرداخت هزینه برای تعمیر را ندهند آن را در محل قفس‌ها مستقر کرده بودند (لنگر انداخته بود).

شب قبل از غرق شدن شناور، ناخدا به بهانه مریضی با استفاده از یک قایق از کشتی به ساحل آمده و پرسنل خود را بر روی کشتی رها کرده و آنها را طبق قوانین به ساحل نیاورد. در هنگام برگشت هم به علت نامساعد بودن هوا نتوانسته بود به کشتی برگردد.

کشتی گسپرل هیچیک از وسایل ایمنی حرفه‌ای برای نجات را بجز جلیقه و حلقه با خود نداشت.

مهران و محمد که دو هفته از شروع کارش می‌گذشت به عنوان پرسنل بومی به همراه دو هندی که کمتر از سه ماه به پایان دوره‌شان مانده بود بر روی کشتی مانده بودند.

جناب آقای مسئول یا صاحب شرکت!

در طول جستجو در دریا چه توسط ارتش و چه هلال احمر هرچه با خودم فکر می‌کردم که چرا صاحب شرکت نمی‌آید و کاری برای بچه های مفقود شده و خانواده هایشان انجام نمیدهد به هیچ نتیجه‌ای نرسیدم!

تا اینکه فکر میکنم در ویدیویی زنده که از صفحه اینستاگرام انزلی شهرعشقه هنگام بازدید فرماندار از محل مفقود شدن بچه ها پخش می‌شد سرکله ایشان پیدا شد.

دروغ بزرگی را به همه گفت! میگفت ما از ابتدا به دنبال بچه ها بودیم و هم اکنون هم ۱۲ قایق را به دنبالشان فرستاده‌ایم.

اما هیچ کاری از ابتدا نکرده بودند. فردای صبح غرق شدنشان ما به محل رفتیم اما هیچیک از مسئولین آنجا نبودند و قایقی هم به آب نینداختند مگر یک قایق که با فاصله بسیار زیاد از محل غرق شدن، گشتی زد و به ساحل برگشت.

آن ۱۲ قایقی که جناب مسئول فرموده بودند، تماما به خانواده‌های ما (مهران) و محمد تعلق داشتند که از انزلی و کیاشهر به سمت جفرود و محل غرق شدن شناور برای جستجو رفته بودند.

پس از گذشت چند روز، پیکر دو هندی در ساحل کیاشهر پیدا شد. اما مهران و محمد بعد از گذشت بیش از یک ماه هنوز هم پیدا نشداند.

امروز پس از گذشت ۴۵ روز از غرق شدن عزیزان این شهر کسی نمی‌پرسد که سرانجام چه شد؟! آیا تقصیر کسی بود؟! آیا حق این جوانان بود که تنها به علت کسب روزی حلال به این عاقبت دچار شوند؟! آیا نباید صاحب شرکت را به علت قتل عمد ۴ جوان محاکمه کرد؟! و سوالات دیگر که هر روز خانواده‌هایمان از خودشان می‌پرسند.

خانواده‌هایی که اگر جزو افراد صاحب نفوذ بودند هرگز به این درد دچار نمی‌شدند. چرا که اگر این مشکل برای هر یک از مسئولین پیش آمده بود تمام کشور برای نجاتشان بسیج می‌شد.

پس از این اتفاق هربار که دریا را، قایق‌ها را، کشتی‌های تجاری را، کشتی‌های جنگی و… را می‌بینیم یاد بی‌مهری مسئولینی می‌افتیم که برای نجات ۴ جوان زمانی کار انجام دادند که از وقتش گذشته بود.

صادقانه بگویم هنوزدلمان راضی نشده برای عزیزانمان مشکی برتن کنیم.

راستی عروسی مهران باید در همین ماه برگزار می‌شد. اما….

2 thoughts on “غریقان مظلوم”

  1. آخ که چه داغ سنگینیه، خدا بهتون صبر بده الهی که خدا نگذره از مسئولایی که کم کاری کردن 😭😭 والله من که نمیشناختمشون جیگرم سوخت از این اتفاق وای به حال خانواده هاشون😞

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code