دیگر ابرقهرمان ها حرفی برای گفتن ندارند !

همه‌ی ما حتما در طول زندگی خود حداقل یک فیلم که نقش اصلی آن یک ابرقهرمان هست را دیده ایم! جدا از بحث جلوه های ویژه که در تمام فیلم ها وجود دارد و ممکن است در یک فیلم بیشتر و در یکی کمتر استفاده شود، روندی که در یک فیلم از ظهور یک ابرقهرمان تا اتمام کارش در آن فیلم به نمایش در می‌آید عمدتا تکراری و قابل پیش‌بینی است.

قابل پیش‌بینی بودن یک نمایش را نمی توان تماما به بد یا خوب بودن جلوه‌های بکار رفته در این نوع فیلم ها مرتبط دانست؛ چه بسا فیلم هایی که از جلوه های کمتر استفاده می کنند اما با ریتمی ملایم، مخاطب را بر صندلی میخکوب می کند! از نظر من ضعف در فیلمنامه و همچنین اشباع شدن این دست فیلم ها در سبد نمایش مخاطب دلیلی بر تکراری شدن آنهاست.

زمانی برای یک مخاطب تنها صحنه های زدوخورد و جلوه های ویزه بکار برده شده در فیلم معیار انتخاب بود. البته هنوز هم معیاری تعیین کننده است. اما وقتی موضوع آن تکراریست رقبت کمتری برای مشاهده آن احساس می شود. در سالهای اخیر نمونه های بسیاری از فیلم های ابرقهرمانی ساخته شده که حرفی برای گفتن ندارند و صرفا با ایجاد یک شخصیت با قدرت های فوق‌العاده، داستان تکراری خود را روایت می کند و با جلوه های متعدد سعی در جلب نظر مخاطب دارند.

یکی از فیلم هایی که اخیرا مشاهده کردم Max Steel بود! این فیلم نیز سیری مانند فیلم های دیگر ابرقهرمانی داشت که در سال ۲۰۱۶ و سالهای قبل ساخته و بر روی پرده سینما رفته بود. باز هم همان داستان تکراری و پیروزی همیشگی ابرقهرمان فیلم در برابر ضدقهرمانی که زمین را به خطر می اندازد! تنها تفاوت فیلم دگرگونی در شکل گیری نیروی ابرقهرمان بود نه بیشتر.

شاید عجیب باشد اما با دیدن این فیلم ها و داستان تکراریشان کنجکاوم بدانم که در سالهای آینده یک ابرقهرمان دقیقا به جز نجات زمین از شر موجودات فضایی و انسان هایی که با آنان همکاری می کنند چه کار دیگری انجام می دهد تا مخاطبان را به سمت خود جذب کنند؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code