با چشم باز انتخاب کنیم

اولین مناظره تلویزیونی امروز پخش شد؛ با اینکه در ابتدا از چالش زیادی برخوردار نبود ولی رفته رفته به علت اشاره به مباحث ایجاد اشتغال و حواشی آن داغ شد! و تا انتهای مناظره هم به همین صورت باقی ماند.

خیلی جالب بود برخی از طرافداران هر یک از کاندیاداهای ریاست جمهوری در شبکه های اجتماعی به نوعی در طرافداری از آنها در اغلب موارد غلو کرده و یا بدون تامل در انتقاد بیان شده از طرف افراد دیگر، از آنها حمایت می کردند! من را به این فکر انداخت که واقعا طرافداری بدون در نظر گرفتن و قبول کردن نقاط ضعف کاندید مورد نظرشان چه سودی برایشان خواهد داشت.

متاسفانه وجود دیدگاه های سیاسی متفاوت در جریان فکری مردم ایران بجای بالندگی فرهنگ و رشد اخلاقی آنها باعث به وجود آمدن بی اخلاقی های بسیاری شده که در شان مردم ما نیست.

عده‌ای تمام ایران را پایتخت (تهران) می دانند و بر این باورند که اکثریت رای مربوط به فلان کاندید است و کاندید فلان حذف می شود! و یا با قرار دادن نظرسنجی در توییتر و شبکه های اجتماعی دیگر بر این باورند که کاندیدشان حتما رای می آورد! ولی به این فکر نمی کنند که همه مردم در تهران زندگی نمی کنند، همه مردم از توییتر و شبکه های اجتماعی استفاده نمی کنند، همه مردم دیدگاه های سیاسی یکسانی ندارند که بشود انتخاب فلان کاندید را حتمی دانست و…

یکی از نکات جالب دیگر بیخیال بودن افرادی بود که مسائل مربوط به خودشان در دولت فعلی حل شده از قبیل شغل، ازدواج و مسکن، برای همین در تداوم این دولت از هیچ کاری مضایقه نکردند. از فحش به دولت قبلی و کاندیدهای ریاست جمهوری فعلی، تا چشم بستن بر روی نقاط ضعف رییس جمهور و تیم همراه وی!

ولی آیا باید بدون در نظر گرفتن منفعت جمعی در سراسر کشور، بدون در نظر گرفتن مشکلات متعددی که برای مردم وجود دارد؛ مانند بیکاری، ازدواج، قاچاق، حقوق‌های کلان، بی اخلاقی مدیران، کند شدن رشد علمی کشور، پرتاب نشدن ماهواره های تحقیقاتی، تعطیلی کارخانه های بزرگ و کوچک، بیکاری کسانی که دارای شغل بودند، افزایش فساد در دستگاه های مختلف، افزایش چندبرابری هزینه‌های دولت، نیمه‌کاره ماندن پروژه ها، رسیدگی نکردن به وعده های داده شده، بدرفتاری و بددهنی رییس جمهور و وزیران با مردم و خبرنگاران و…. می توان حمایت بدون قید و شرط از کاندید خود کرد؟ آنهم فقط به علت اینکه فلان جریان سیاسی برسر کار نیاید هرکه بیاید، بیاید!!

نه دوستان عزیز این چنین نیست. کمی تفکر کنید. کمی مطالعه کنید. کمی هم به فکر دیگران باشید!

خودم به شخصه قائل به دسته بندی هیچیک از دو جریان سیاسی اصولگرا و اصلاح‌طلب نیستم. چه بسا در هر دو گروه افرادی باشند که مورد احترام بنده هم هستند. من به کارنامه افراد نگاه کرده و انتخاب می کنم. چشمم را بر روی هیچ نقطه ضعفی از طرف کاندید مورد انتظارم نمی بندم زیرا او باید تمام ایران اداره کند!

به قول رهبری عزیز امام خامنه‌ای:

بنده دعوای اصلاح طلب و اصولگرا را هم قبول ندارم؛ من این تقسیم بندی را غلط می دانم. نقطه ی مقابل اصولگرا، اصلاح طلب نیست؛ نقطه مقابل اصلاح طلب، اصولگرا نیست. نقطه ی مقابل اصولگرا، آدم بی اصول و لاابالی است؛ آدمی که به هیچ اصلی معتقد نیست؛ آدم هرهری مذهب است. نقطه ی مقابل اصلاح طلبی، افساد است.

بنده معتقد به اصولگرای اصلاح طلبم؛ اصول متین و متقنی که از مبانی معرفتی اسلام برخاسته، با اصلاح روش ها به صورت روزبه روز و نوبه نو.

پس به امید انتخاب فرد اصلح برای پست ریاست جمهوری دوازدهم!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code