آب، بابا، فیلترینگ فرهنگسازی ؟!

چندسالی می شود که شبکه های اجتماعی مخصوصا فیسبوک، توییتر و… میان قشر جوان در ایران طرفداران بسیار زیادی پیدا کرده است. به صورتی که اگر کسی در این دوره در شبکه های اجتماعی عضو نباشد انگار از کاروان روبه صعود تکنولوژی عقب مانده است و ممکن است مورد تمسخر هم قرار گیرد!

برخی دلیل چنین تفکری را مدطلبی(یعنی چون دیگران استفاده می کنند من هم باید استفاده کنم) و برخی دیگر مثل من آن را عقده‌گشایی جوانان از بند محدودیت می دانند؛ که الاماشاالله در سیستم محدودیت زای بدون فرهنگسازی ایران دیده می شود. از آنجایی که در این سیستم بزرگ هیچکدام هماهنگ عمل نمی کنند قانونی بودن و یا نبودن فیسبوک و یا هر شبکه ی اجتماعی دیگر بارها زیر سوال می رود. در جاهایی هم مورد نقد توسط کسانی قرار می گیرد که خود عضوی از این سیستم بوده و یا به تعبیری دستی در آتش زیر این آش دارند!

زمانیکه ویچت فیلتر شد، همه جا حرف از مسدود شدن آن بود. چه در شبکه های اجتماعی و چه در خواربارفروشی محلمان! هرکسی هم نظر خود را نسبت به فیلتر شدن این اپلیکیشن ارتباطی بیان می کرد و برخی هم حتی راهکار می دادند! برایم جالب بود حتی کسانی که شاید سواد دانشگاهی و علمی ارتباطات هم نداشتند نظریاتی می دادند که برخی از آنها به ذهن یک متخصص هم نمی رسید.

خودم به شخصه به افراد زیادی برخورد کردم که حتی نمی توانستند نام شبکه های اجتماعی را به درستی تلفظ کنند اما همین ها در گفتگو راهکارهای جالبی مطرح می کردند و شبکه های اجتماعی را بستری برای فرهنگسازی، سرمایه گذاری و استفاده های دیگر می دانستند. چه در سطح محلی و یا در سطح جهانی!

فیلترینگ=سرکوب

فیلترینگ جدای از مزایای بزرگی که در جامعه پدید می آورد می تواند به همان اندازه برای جامعه مخرب باشد. برای مثال فیلتر کردن سایت های مبتذل مانند: پورن و… عملی پسندیده است. اما اگر همین فیلترینگ بر روی سایت هایی با محتوای مفید صورت گیرد قطعا برعکس خواهد بود(در ایران زیاد دیده می شود). البته در وسعتی به پهنای فضای سایبر این یک مثال ساده است. اما حق مطلب را ادا می کند.

فیلترینگ ایران در سطحی گسترش یافته است که به ناچار افراد زیادی را به سمت دور زدن آن سوق می دهد. چرایی این امر هم نیاز کاربر و در برخی مواقع ترویج دنیای بدون سانسور توسط دیگران است.

به نظر من نگرانی فیلتر نبودن برخی سایتها به مراتب کمتر از فیلتر بودن آن است! چرا؟! زیرا فیلترینگ در سطح گسترده و بدون در نظر گرفتن عموم مردم و همچنین قشر متخصص در این زمینه و سلیقه ای عمل کردن دست‌اندرکاران فیلترینگ باعث افزایش استفاده از ابزارهای دورزن فیلترینگ شده است. تا جایی که برای یک کودک ۱۰ ساله هم فیلتر، فیلترینگ و استفاده از فیلترشکن یک دغدغه است! آشنایی کودکان با مبحث فیلترینگ و فیلترشکن فاجعه ایست که در آینده خود را نشان می دهد. و اگر مسئولین راهکاری برای مقابله با این هجمه نیاندیشند بزودی مشکلات بسیاری گریبان خانواده ها و جامعه را خواهد گرفت.

نگاه نو به فیلترینگ

قطعا برخی سایتها که با عرف، شرع و قوانین ایران در تناقض است اجازه فعالیت ندارد و باید آن را مسدود کرد اما آیا رفتار سلیقه ای برای مسدود کردن سایتها کاری عقلانیست؟ پاسخ خیر است و هر ذهن فعالی جواب آن را می داند. نگاه نو در فیلترینگ امریست که باید همه ی جوانب را در نظر گرفت و مبحثی‌یست که از عهده ی یک نفر و یا یک گروه کوچک خارج است. پرداختن به این موضوع آن هم در عصری که ارتباطات در فضای آنلاین حرف اصلی را می زند به نفع هر جامعه و محدود کردن بدون در نظر گرفتن عواقب این عمل به ضرر آن خواهد بود.

رفع نیاز داخلی

یک مثال ساده در این عنوان می تواند روشنگر باشد. نصب ماهواره(دیش) در سالهای اخیر برای استفاده از برنامه های متنوع آن و سرگرمی، در ایران بسیار زیاد شده است. این سوال پیش نمیاید چرا چنین اتفاقی افتاد؟! آیا مسئولین خواب هستند یا خود به این امر دامن می زنند؟ چگونه می شود هیچ زیرساخت و برنامه ریزی برای شبکه های تلویزیونی داخلی نداشت و انتظار حذف ماهواره از خانه های مردم را داشت؟ فضای مجازی نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ زیرا هر دوی این مباحث ارتباط مستقیم با نداشتن برنامه برای رفع نیازهای داخلی و از آن طرف محدود کردن مردم به واسطه ی جمع آوری ماهواره و فیلتر کردن در فضای آنلاین دارد. ولی همیشه راه برای دور زدن وجود دارد آیا مسئولین این را هم نمی دانند؟!

استفاده از افراد متخصص و شایسته

متاسفانه در ایران مدیریت بسیاری از ارگان ها توسط افرادی صورت می گیرد که هیچ رابطه ای بین مدرک تحصیلی و شغلشان وجود ندارد! و اگر هم مدرک تحصیلیی افرادی که در سمتهای کلیدی گمارده می شوند مرتبط باشد متاسفانه علم، اطلاعات و شجاعت برای انجام کارها در آنها دیده نمی شود. این را می توان از سخنان و اظهار نظرات غیرکارشناسی آنها دریافت.

باز جای تاسف دارد که هرکسی در هر سمتی نظراتی غیرکارشناسی در حوزه ی ارتباطات که خارج از حوزه اختیاری و تحصیلیش است می دهد. همیشه نظرات بدون پشتوانه ی علمی باعث به وجود آمدن شوک بزرگی در جامعه می شود که نمونه های بسیاری را می توان یافت مخصوصا در سالهای اخیر که برخی از مسئولین و همچنین افراد بی تجربه که تنها به واسطه ی وصل شدن به اینترنت خود را کاربر اینترنت می دانند به آن دامن می زدند و آن هم مسدود کردن گوگل و ابزارهای آن بود! و از این دست نظرات که بیشتر شبیه به لطیفه است تا اظهار نظر علمی یا از سر دلسوزی.

استفاده از افراد متخصص در این زمینه که درک درستی از فضای مجازی، قشر جوان، نیاز آنها، محدودیت ها، ابزارها و زیرساخت دارند باعث می شود در حوزه ی تخصصی خود بجای تکیه بر محدودسازی اینترنت، برای معادل سازی آن در جامعه چاره اندیشی کنند. این نکته مسئله ی کوچیکی نیست که بشود به سادگی از آن عبور کرد. زیرا معادل سازی هر ابزاری که در خارج از کشور فعالیت می کند و از دید جامعه یا مسئولین به علت وجود آن در خارج از مرزها مشکل آفرین است، غیر از مصرف داخلی و تولید علم ساخت آن می توان میزان گرایش های کاربران مختلف را مورد بررسی قرار داد؛ و به نوعی نیاز سنجی کرد! که صدالبته باز هم نیاز به افراد متخصص در این زمینه احساس می شود.

نقش رسانه در فرهنگسازی و یا بیم!

فرهنگسازی و آشنایی افراد از سنین کودکی با فضای سایبر نه صرفا شبکه های اجتماعی، به مثابه واکسنی برای در امان ماندن از سیل اطلاعات سوخته و مبتذل و همچنین آشنا کردن آنان با زوایای آشکار و پنهان اینترنت و فضای آنلاین است. در این راستا رسانه نقش اساسی در این فرهنگسازی را ایفا می کند که متاسفانه همیشه دیر شروع می کند؛ زمانی که کار از کار گذشته است.

در سالهای ابتدایی ورود نرم افزارهای آنلاین ارتباطی مانند یاهو مسنجر کاربران زیادی در سکوت رسانه ای توسط کلاشان اغوا شده و مورد سو استفاده قرار گرفتند. اما با ورود رسانه برای درمان پس از جراحت، دیدیم که برنامه ها و مستندهایی ساخته شد تا خانواده ها و افراد را با سو‌استفاده هایی که می شود در فضای آنلاین صورت گیرد آشنا کرد. شروع خوبی نبود زیرا بسیار دیر انجام گرفت اما خوب بود زیرا شروع شد تا خیل عظیمی که در آینده به فضای آنلاین پا می گدارند را با این عوامل آشنا کند. رسانه باید در این امر (فرهنگسازی) بسیار سریعتر عمل کند وگرنه هیچ توجیهی وجود ندارد. و سوال چرا نتوانستیم جلوی بسیاری از این ناهنجاری ها را بگیریم؟! بی معنیست!

گفته آخر

این مسئولین هستند که باید زیرساخت های مناسب برای افراد این جامعه مخصوصا قشر جوان را فراهم کنند تا جوان این جامعه نیاز خود را از بستر جامعه به صورت اصولی رفع کند نه با صدها ترفند موانع را دور زده تا نیاز خود را در بستر آماده شده در آنسوی مرزها مرتفع کند! محدود کردن زمانی به سرانجام می رسد که جوان امروز تمام ابزارهای مورد نیاز خود را در جامعه ی خود بیابد و نیازی به غیرآن در جوامع مغایر با اصول و قوانین کشور نداشته باشد. در غیر اینصورت هیچ اعتراضی به جوان امروز از طرف مسئولین وارد نیست اگر با استفاده از ابزارهای دورزن فیلترینگ از گوگل، فیسبوک، توییتر و… به صورت نامتعارف استفاده کند!

One thought on “آب، بابا، فیلترینگ فرهنگسازی ؟!”

  1. حتماً این داستان را شنیده اید که روزی پادشاهی بود که به پیشنهاد وزیر خود ملتی را مطیع خود کرد. قوانینی بسیار شرم آوری وضع شد که از ذکر همه آنها خودداری و تنها به دو مورد بسنده می کنم: قانون اجاره همسر به پادشاه در ابتدای ازدواج .. و در آخر قانون منع خالی کردن باد شکم. واضح بود که نظارت بر اجرای این قانون اخر عملی نبود و وزیر و پادشاه از این موضوع اطلاع داشتند. اما همیشه این قانون را مشابه سایر قوانین بر سر ملت می کوبیدند و از جزای عدم اجرای آن می گفتند. نتیجه چه بود؟! مردم در خلوت خود این قانون را نقض می کردند و با این کار اعتراض خود را نشان می دادند. با این کار پادشاه و وزیرش به هدف های خود می رسیدند. هدف هایی که از سایر قوانین برای آنها حاصل می شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code