[کتاب] – تو از دست های من سردتری

تو از دست های من سردتری” روایتی زیبا از زندگی یک زن در دوران قبل و پس از ازدواج و کم محلی شوهر نسبت به خود است! در طول داستان شخص اصلی در حال بازخوانی زندگی خود و روایت آن برای خواننده بوده و از اتفاقات بوجود آمده در اطراف خود برای یادآوری آنچه برایش گذشته استفاده می کند.

یک نکته، گنگ بودن تغییر زمان در ابتدای داستان است! اما در ادامه می توان به خوبی متوجه این موضوع شد که با ایجاد یک اتفاق، شخص اصلی به یادآوری گذشته‌ی خود می پردازد. نکته دیگر که بارها در داستان خودنمایی می کند کم لطفی نویسنده و یا شخص اصلی نسبت به مردان است!

ماموران با تجربه و مغرور!

حدود سه هفته پیش در بندرانزلی برف آمد؛ با اینکه مقدار زیادی نبود ولی مشکلات زیادی را به بار آورد. یکی از مهمترین این مشکلات قطعی بیش از ۳۰ ساعتی برق و در کنار آن چون ما در اینجا از آب چاه استفاده می کنیم تبعا به دلیل نبود برق و کار نکردن پمپ آبی هم درکار نبود!

بعد از برف یکی دیگر از مشکلات مربوط به خطوط تلفن ثابت بود که در بیشتر نقاط قطع بود از جمله در خانه ما! از آن تاریخ تا به الان (حدود ۳ هفته) بعد از ۲ بار اعلام خرابی و سه بار تماس تلفنی و ۱ بار دیدار حضوری چیزی که نصیب من شد تکرار بیش از ۱۰ بار این حرف از طرف مامور خرابی بود که میگفت: مشکل از سیم های داخلی هست و شما باید برید اونو چک کنید و ما در جعبه تقسیم بوق داریم!

ادامه‌ی خواندن

[کتاب] – سلام آقای ونسان

بنظرم خواندن کتاب “سلام آقای ونسان” برای هر سلیقه ای مناسب نیست! آنهم به دلیلی که در پاراگراف دوم خواهید خواند.  این کتاب شامل چند داستان کوتاه است که در هر داستان به مرور بخشی از زندگی افراد درون داستان می پردازد که از جنبه ای می توان برخی از آنها را جالب دانست.

تمام داستان ها در ابتدا گنگ و مبهم بوده و این ابهام دقیقا در پاراگراف انتهایی داستان برطرف خواهد شد. شاید یکی از دلایل این نوع نوشتار برانگیختن حس کنجکاوی مخاطب بوده تا داستان را به انتها برساند. مخصوصا اینکه داستان کوتاه بوده و این ابهام باعث خستگی خواننده نخواهد شد.