منتقد یعنی بزدل!

کسانی که دم از فرهنگ، اعتدال و راستی میزنند گاهی چنان همه‌ی این موارد را زیر سوال می برند که دیگر نمی توان آنها را معتدل و راستگو دانست! متاسفانه عالی ترین فرد یک دولت، وقتی دهان به فحاشی باز و منتقدان خود را بزدل و ترسو خطاب می کند و کسانی که منتقد به دولت هستند را به جهنم حواله می دهد، هیچ جایی برای اغماض باقی نخواهد گذاشت.

بنا نداشتم در مورد دولت و انتقاد به ایشان حداقل در فضای مجازی چیزی بنویسم ولی متاسفانه این دولت از ابتدای انتخاب خود، با لحنی تند نسبت به منتقدان شمشیر را از رو بسته و به تصور خود می خواهد با این شیوه و لحن دل برخی (!) را بدست آورد. با این رفتار یاد سخنان آقای روحانی با گفتگوی ویژه خبری، زمان قبل انتخابات می افتم که پس از سوال مجری در مورد انتقاد پذیری و مسایل هسته ای، بدون اینکه به سوال او پاسخ دهد به صورت کامل میزان انتقادپذیری خود را نشان داد و با لحنی طلبکارانه در پی اثبات گفتار خود بود!

پیام راشل کوری

همیشه یکی از بزرگترین دغدغه های جوانان کشور عزیز ایران حمایت نکردن و یا حمایت بسیار کم دولت در زمینه های مختلف از دستاوردهای آنان است. البته همیشه به این صورت نیست ولی… چند ماه پیش که پیشنمایش انیمیشنی را در وب دیدم و با جستجو به وبسایت سازندگان آن رسیدم باورم نمی شد که چند جوان با اتکا به نیرو و علم خود توانسته باشند چنین انیمیشنی را ساخته و در فضای وب پخش کنند.

بماند که این گروه در نوشته هایشان به صورت مستقیم بیان کردند که به هیچ وجه دولت و ارگان های مختلف از آنها حمایت نکردند! باعث شرمندگیست که استعدادهایی این چنین در کشور داریم اما توان و علم حمایت از آنان را نداریم.

از نظر من “پیام راشل کوری” یکی از بهترین و شاید تنهاترین پویانمایی در زمینه ی برخورد با اسراییل در ایران است. انیمیشنی که شجاعت، غرور، پیشرفت و حقانیت ایران و اسلام را به رخ جهانیان می کشد. این نوشته کوتاه را صرفا برای بیان حمایت از این دوستان نوشتم. برای خرید این انیمیشن می توانید به وبسایت “گروه انیمیشن فاطمه زهرا (س)” مراجعه کنید.

همراه با کمی تغییرات

بعد از مدتها تصمیم گرفتم یک دستی به سر و گوش بلاگم بکشم. البته فقط مربوط به ظاهر نمی شد؛ چون قالب قبلی را بتازگی طراحی کرده بودم. اما خواستم تا یکم پوسته ساده تر و ریسپانسیو هم باشه. این پوسته از SiteOrigin دانلود شده که کمی هم تغییرات در اون ایجاد کردم تا بشه اینی که هست!  بیشتر مربوط به مطالب مختلفی بود که به نظرم جالب نبود که در بلاگم باشه! سعی کردم تمام اونها را حذف کنم و یادداشت ها باقی بماند. از بیشتر دوستان معذرت میخوام که نظراتی که در بلاگم گذاشتن پاک شد. تقریبا مراجعه کنندگان در حدود ۵۰ مطلبی که فرستاده بودم نزدیک به ۵۰۰ نظر ارسال کرده بودند. تا جایی که ممکن بود به بیشتر این نظرات پاسخ دادم چه در قسمت نظرات و چه از طریق ایمیل.

در کل فکر کردم بهتر این آدرس بصورت شخصی باقی بمونه و روزمرگی و مطالب آموزشی کوچک را قرار بدهم. انشاالله بزودی در سایتی دیگر با چندتا از دوستان استارت کاری میخورد که امیدوارم خوش یمن باشد. سعی می کنم در یک‌ادمین بازهم بنویسم البته اگر وقتی داشته باشم.

پایان سال ۹۲ و خانه تکانی ذهن

فکر می کنم این آخرین نوشته ی من در سال ۹۲ باشد! سالی که روزهای پایانی خود را سپری می کند. سالی که مانند سالهای قبل می رود تا سال جدید با اتفاق های جدید بیاید. جمع‌بندی اتفاقاتی که در سال ۹۲ برایم افتاد خیلی آسان نیست! به علت پراکنده بودن و همچنین مشکلات فراوانی که در این سال وجود داشت. اما کنار آن همه مشکلات هیچ وقت دلسرد نشدم و خدا را شاکرم با اینکه از من بی محبتی دید اما در همه ی لحظات یاورم بود. در عید ۹۲ جای خیلی ها مانند سالهای پیش خالی بود؛ پدرم و دوستانم که از بین ما رفتند. اما در کنار آن همه دلتنگی، بهترین خاطره‌ی من در عید ۹۲ رقم خورد زیرا کسی که دوستش داشتم در کنارم بود.

آب، بابا، فیلترینگ یا فرهنگسازی ؟!

چندسالی می شود که شبکه های اجتماعی مخصوصا فیسبوک، توییتر و… میان قشر جوان در ایران طرفداران بسیار زیادی پیدا کرده است. به صورتی که اگر کسی در این دوره در شبکه های اجتماعی عضو نباشد انگار از کاروان روبه صعود تکنولوژی عقب مانده است و ممکن است مورد تمسخر هم قرار گیرد!

برخی دلیل چنین تفکری را مدطلبی(یعنی چون دیگران استفاده می کنند من هم باید استفاده کنم) و برخی دیگر مثل من آن را عقده‌گشایی جوانان از بند محدودیت می دانند؛ که الاماشاالله در سیستم محدودیت زای بدون فرهنگسازی ایران دیده می شود. از آنجایی که در این سیستم بزرگ هیچکدام هماهنگ عمل نمی کنند قانونی بودن و یا نبودن فیسبوک و یا هر شبکه ی اجتماعی دیگر بارها زیر سوال می رود. در جاهایی هم مورد نقد توسط کسانی قرار می گیرد که خود عضوی از این سیستم بوده و یا به تعبیری دستی در آتش زیر این آش دارند!